عزت نفس چیست؟
تفاوت عزت نفس با اعتماد به نفس، کبر و غرور
دلیل اهمیت عزت نفس قوی و سن شکل گیری آن
نشانه های عزت نفس قوی و بالا چیست؟
نشانه های عزت نفس پایین و ضعیف چیست؟
عزت نفس و اختلالات شخصیتی و روانی
حال چکار کنیم؟
عزت نفس چیست؟
عزت نفس به طور خلاصه به معنای هر آن باوری است که راجع به خود دارید و تصویری که از خود در ذهن خویش ساخته اید (خودانگاره یا self-image)، مفهوم سازی که از ارزش ها در ذهنتان صورت داده (self-concept) و نظام ارزش گذاری ( value system) که بر اساس این مفاهیم شکل داده اید. اینکه چه درکی از خود داشته و چه احساسی نسبت به خود به عنوان یک انسان، یک موجود زنده، پدر، مادر، فرزند، همسر، همکار، دوست، فردی از جامعه و سایر جایگاه هایتان در رابطه با بخش دیگری از جهان اطرافتان دارید.
و باز به طور خلاصه هر چه این نظام ارزش گذاری، شجاعت و جسارت اشتیاق انگیز، شما را در انجام امور زندگی، دستیابی به آهداف و آرزو ها و رهبری مسیر زندگیتان بیشتر تقویت کند به معنای این است که خودانگاره ی رضایت بخش تری از خود داشته و نظام ارزش گذاری شخصی تر، مستقل تر و بدور از مقایسه در ذهن شما شکل گرفته است.
حال می توانید با در نظر گرفتن این تعریف خود را بررسی کرده و ببینید آیا عزت نفستان قوی است یا در آن ضعف دارید. متاسفانه حوزه ی عزت نفس چنان گسترده و در ارتباط تنگاتنگ با ذهن ناهوشیار انسان است که علارغم تست های نسبتا خوبی که وجود دارند، نمی توان سنجش دقیقی از آن به دست داد. اما تست های کوپراسکیت و روزنبرگ تا حد زیادی به شما برای سنجش میزان عزت نفستان موثر هستند
تفاوت عزت نفس با اعتماد به نفس، کبر و غرور
همانگونه که در مقاله ی اعتماد به نفس خاطرنشان کردم، در ادبیات عامیانه اعتماد به نفس به جای عزت نفس به کار رفته و میزان شجاعت و جسارت در هر کاری را به عنوان خود را دوست داشتن تلقی می کنند. در حالیکه اعتماد به نفس ایمان به توانمندی هاست و عزت نفس به ساختاربندی نظام ارزش گذاری ذهنی که از کودکی شکل میگیرد گفته می شود. به بیان ساده اعتماد به نفس واقعی بر پایه ی عزت نفس قوی شکل می گیرد.
یکی از دلایلی که در کشور ما عزت نفس فردی و جمعی افراد به شدت ضعیف است، برخی آموزه های عرفانی و دینی است. بسیاری از افراد از ترس آنکه مبادا دچار کبر و غرور و خودخواهی شوند به روش های گوناگون کلامی و رفتاری عزت نفس خود را در سطح بسیار پایین نگه می دارند. این رفتار ریشه ی تاریخی در کشورمان داشته و تا زمانیکه نتوانیم تفاوت کبر و خود دوستی را درک کنیم دچار عزت نفس ضعیف و اعتماد به نفس کاذب خواهیم بود.
به عنوان مثال فردی را تصور کنید که سالهاست در یک سمت کاری مانده و هیچ پیشرفتی ندارد. هر بار که تصمیم می گیرد برای ارتقای شغلی تلاش کند اتفاقی را تجربه می کند یا پس از مدتی دست از آن می کشد. اینگونه افراد در جلسات کوچینگ انواع بهانه ها را به عنوان دلیل آنکه به سطح بالاتر ارتقا نمی یابند را ارائه می کنند. چرا بهانه و نه دلیل؟! زیرا دقیقا آنچه آنها دلایل خود برای انجام ندادن یک کار می نامند، توسط دهها نفر دیگر به عنوان مانع مطرح شده یا حتی حس نمی شوند و به مسیر خود ادامه می دهند. بنابراین دلایلی که این افراد مطرح می کنند صرفا بهانه هایی است برای آنکه ترس های خود را مخفی کنند. همین افراد کسانی هستند که وقتی به طور اتفاقی دستاوردی کسب می کنند به زمین و زمان فخر می فروشند. روانشناسان به خوبی می دانند که عزت نفس ضعیف ریشه ی تمامی رفتارهای آسیب زا برای شخص و اطرافیان و جامعه است.
در حالیکه افراد دارای عزت نفس قوی از اشتباه کردن هراس ندارند و به همین دلیل به راحتی تصمیم گرفته و برای آن اقدام میکنند. این افراد تواضع را برپایه ی من ارزشمند شکل می دهند.
در حالیکه کبر و غرور ریشه در عزت نفس سرکوب شده ی دوران کودکی داشته و ماسکی زننده بر روی احساس حقارت و ناتوانی است که در ذهن فرد مغرور وجود دارد. افراد خودخواه نیز کسانی هستند که با ژست من ارزشمند دروغین سعی در سودجویی از دیگران دارند. یکی از بارزترین نمونه های افراد دارای عزت نفس به شدت اندک که چنین ماسکی را به چهره دارند، خودشیفته ها یا نارسیست ها هستند. این افراد برای مخفی نگه داشتن احساس حقارت خود لباسی بادکنکی اما رنگارنگ به تن کرده و به راحتی اطرافیان خود را با اعتماد به نفس کاذب فریب می دهند.
دلیل اهمیت عزت نفس قوی و سن شکل گیری آن
آنچه که میان تمام روانشناسان و کارشناسان حوزه های خودشناسی، درمانگری، پزشکی، موفقیت، جرم شناسی، جامعه شناسی و بسیاری دیگر از رشته های مرتبط با علوم انسانی مشترکا پذیرفته شده است این است که: ریشه ی مسائل، مشکلات، درد و رنجها و اختلالات در سرکوب ها و آموزه های دوران کودکی به ویژه بین 3 تا 6 سالگی است. اولین و عمیق ترین تاثیر این سرکوب ها بر خودانگاره ی کودکان است. تصویری که بر اساس کنش ها و واکنش های اطرافیان به ویژه عزیزانشان از خود در ذهن خویش شکل می دهند به آنها می گوید خوب و بد چه هستند و بر این اساس خودشان کجای پیوستار خوبی تا بدی قرار می گیرند . 90% کل طول زندگی هر فرد صرفا براساس این خودانگاره و نظام ارزش گذاری که در طول دوران کودکی و نوجوانی و برخی اوقات در جوانی راجع به جنبه های گوناگون زندگی در خود شکل داده اند، رقم می خورد. شاید شنیده باشید که زندگی هر فرد 10% کنش افراد و اتفاقات اطرافشان است و 90% واکنش و پاسخی است که به این اتفاقات می دهند. افرادی که خود را ناتوان، ضعیف، متوسط، نالایق و دور از ثروت و موفقیت می بینند در واقع در حال واگویه کردن باورهایی هستند که در ذهن ناخوداگاهشان راجع به خود ذخیره کرده اند (self-image و self-concept).
این خودانگاره به شدت روی سلامت جسم و روان، روابط و اشتغال افراد موثر است. در واقع هیچ حوزه ای از زندگی نیست که تحت تاثیر عزت نفس نباشد. حس توانمندی، هویت فردی، احساس تعلق داشتن به یک جمع خانوادگی یا صمیمی، توقعات منطقی و واقع گرایانه از خود داشتن و اذعان به نداشته ها و عشق به خود با تمام کاستی ها، مهمترین نکاتی هستند که در رابطه با عزت نفس در افراد شکل می گیرند.
به همین دلیل است که والدین باید بسیار آگاه و هوشیار از شرایط ذهنی خود و دانش فرزندپروری بوده و نسبت به کلام و رفتار خود به عنوان والد حساس باشند. در بحث ارتباط سایه ها با عزت نفس مشخص شده است که برخی باورهای مخرب، ظاهری بسیار سازنده دارند درحالیکه عمیق ترین آسیب ها را به کودکان زده و عزت نفس آنها را به ویرانه تبدیل می کنند.
حقیقت این است که عزت نفس قوی و بالا به صورت ودیعه در خود حقیقی هر انسان از بدو تولد وجود دارد و باید سن شروع آسیب به آن را ارائه کرد. کودک (معصوم) از زمان بسته شدن نطفه در حال شنیدن و ادراک صداها و احساسات مختلف از طریق خون مادر و محیط اطراف اوست. بنابراین از همان روز اول می توان به راحتی به عزت نفس کودک آسیب رساند.
شاید جمله ی بالا شما را شگفت زده کرده باشد که چرا والدین باید به عزت نفس کودک خود آسیب بزنند؟ در پاسخ باید گفت، جدای از والدینی که دچار اختلال روانی بوده و عمدا دنیای کودکان خود را تخریب می کنند، سایر والدین با تصور و شاید توهم اینکه در حال حفظ امنیت کودکان خود هستند، چنین خطایی را مرتکب می شوند.
نشانه های عزت نفس قوی و بالا چیست؟
این افراد قدرت بخشش خوبی دارند. نه خود و نه دیگران را سرزنش نمی کنند و خود و دیگران را آنگونه که هستند دوست دارند. در واقع اینگونه افراد به مراتب نوع دوست تر و متواضع تر از افراد دچار کمبود عزت نفس هستند. حسادت و حسرت در این افراد وجود ندارد. برای دیده شدن تلاش نمی کنند. اعتماد به نفس واقعی در آنها بالاست نه کاذب. می دانند چه می خواهند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند. ممکن است با همراهی دیگران زندگی کنند اما مسئولیت زندگی خویش را بر دوش دیگران نمی اندازند.
به توانایی های خود ایمان داشته و بدون ترس از شکست اقدام می کنند. اتفاقات زندگی را به زمین و زمان بند نمی کنند و به دنبال مقصر جلوه دادن دیگران نیستند. از اشتباهات خود درس می گیرند و دوباره اقدام میکنند. افراد موفق از همین دسته هستند.
عزت نفس بالا کمک میکند افراد از قضاوت شدن نترسند و خود واقعی خویش را صادقانه زندگی کنند. به راحتی از دیگران کمک میگیرند و احساس مزاحمت ندارند. علارغم آنکه توانایی های خود را می شناسند، می دانند چه نداشته هایی دارند و به همان
نشانه های عزت نفس پایین و ضعیف چیست؟
از مهمترین نشانه های اندک بودن عزت نفس می توان به افکار منفی و درگیر بودن ذهن با مسئله ای جزئی اشاره کرد. برخی اوقات ذهن این افراد روزها درگیر مسائل جزئی است. همین امر سبب می شود همواره دچار مشکل مرزبندی باشند. این افراد برای راضی نگه داشتن دیگران احساسات و عواطف خود را دستکاری کرده و در نتیجه زود رنج و عصبی می گردند. اغلب انسانها نسبت به انتقاد موضع می گیرند و بعضا خشمگین می شوند. افرادی که عزت نفس به شدت کمی دارند حتی نسبت به تعریف و تمجید هم حساس بوده و بلافاصله دچار تشویش یا احساس شرم می گردند که این الزاما از تواضع نیست. در واقع تواضع به هیچ عنوان با رضایت و شادی از شنیدن تمجید دیگران در تضاد نیست.
ترس از موفق نشدن و شکست خوردن و ترس از به اندازه ی کافی خوب نبودن، از ویژگی های ثابت افراد با عزت نفس اندک هستند. کمالگرایی و اهمال کاری محصول کمبود عزت نفس هستند. آنها نه تنها دیگران را که خود را نیز مدام سرزنش می کنند.
اضطراب، افسردگی، نگرانی و شک از ویژگی های این افراد است. احساس بی ارزشی و غیر مفید بودن، سربار و اضافی بودن و عذرخواهی مدام بابت هر کاری که بخشی از فرهنگ عامه ی کشور ما بوده و خوشبختانه چند سالی است در حال متعادل شدن است از دیگر صفات بارز افراد با عزت نفس پایین است.
افرادی که در بیان احساسات خود در روابط تعلل می کنند، به سلامت جسم و روح خود اهمیت نمی دهند، از ارتباط چشمی پرهیز میکنند، در بیان توانمندی ها و احساسات خود دچار لکنت شده یا تمایلی به بیان آن ندارند نیز از کمبود عزت نفس رنج می برند. اما یکی از مخربترین تاثیرات کمبود عزت نفس در انتخاب ها و زمان تصمیم گیری مشهود است. این افراد برای اخذ تصمیم انقدر تردید می کنند تا فرصت را از دست می دهند. یا دقیقا تصمیمی می گیرند که جز آسیب چیزی عایدشان نمی کند.
نکته ی مهم این است که اغلب تصور می کنند کمبود عزت نفس در اثر سرکوب و تحقیر شکل میگیرد. حال آنکه چنین نبوده و عوامل دیگری نیز در نابود شدن عزت نفس موثرند (محیط، فرهنگ، ویژگی های تیپ شخصیتی و غیره).
عزت نفس و اختلالات شخصیتی و روانی
از آنجایی که عزت نفس به طور مستقیم روی خلق وخوی و رفتار انسانها تاثیر گذاشته و ریشه در سایه ها و عقده های هر فرد دارد، به طور مستقیم می تواند منجر به اختلالات شخصیتی یا روانی گردد. می توان گفت اولین و مهمترین علت انواع اختلالات است. بنابراین یکی از راه های شفا تقویت عزت نفس در این افراد است.
یک کلام: دست از سرزنش خود و دیگران بردارید. نظام ارزش گذاری خود را تغییر دهید. پذیرای خود و دیگران به هر شکلی باشید. توقعات خود را کاهش دهید تا به مرور و شاید طی سالهای متمادی بتوانید ارزش واقعی خود را درک کنید.
اما مهمتر آنکه اگر فرزندی دارید یا با کودک و نوجوان کار می کنید تحت هیچ شرایطی از او توقع بیش از حد نداشته باشید. او را تشویق کنید اما بدون اینکه به او عذاب وجدان بدهید.
البته هر یک از راهکارهای گفته شده خود چندین سال تجربه و کتاب درس هستند. می توانید از مشاور یا کوچ کمک بگیرید.